محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
349
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اللّه » و « حزب شيطان » ياد شده است : « و آنان كه خدا و رسول و مؤمنان را يار خويش گيرند ، حزب اللّه هستند كه همواره پيروزند . » « 1 » منظور از مؤمنان در اين آيه خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در حديث ثقلين از آنان در عرض قرآن ياد كرده و دستور داده به آنان دست آويزند . اين روايت را دانشمندان اهل سنت نيز نقل كردهاند . همچنين در آيه ديگرى درباره حزب اللّه آمده است : « خداوند از آنان خشنود بوده و آنان از خدا خشنود هستند ؛ آنان حزب اللّه هستند و حزب اللّه رستگار هستند . » « 2 » درباره حزب شيطان نيز در قرآن آمده است : « شيطان بر ايشان چيره گشته و ياد خداوند را از خاطرشان زدوده است . آنان حزب شيطان هستند و حزب شيطان زيانكارند . » « 3 » بنابراين حزب شيطان ، ولايت و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و خاندانش عليهم السّلام را به فراموشى سپردهاند . ( و استجلب جلبه ) پس از آن كه شيطان ياران و پيروان خود را بر معصيت خداوند برانگيخت ، آنان را براى جنگ با حق و صاحبان آن فرا خواند . مراد از حزب شيطان ، ياران جمل است كه عبارتهاى بعدى نيز حاكى از آن است . در خطبهاى ديگر كه شرح آن پيش از اين گذشت ، آمده است : « هان ! شيطان گروه خود را جمع كرد و گله خود را فرا خواند . » « 4 » ( ليعود الجور إلى أوطانه و يرجع الباطل إلى نصابه ) شيطان پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، به ارتداد از دين و بازگشت به جاهليت ترغيب كرد . ( و اللّه ما أنكروا عليّ منكرا ) ضمير در
--> ( 1 ) . وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ مائده / 5 : 56 . ( 2 ) . رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ مجادله / 58 : 22 . ( 3 ) . اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ مجادله / 58 : 19 . ( 4 ) . « ألا و إنّ الشّيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله » نهجالبلاغه : خطبه 10 .